Persian جامعه‌شناسی@iransociology
جامعه‌شناسی
🌐جامعه شناسى مطالعه علمى زندگى بشر است.
💢 جستارهایی در:
- جامعه شناسی
- روانشناسی
- اقتصاد
- ادبیات
- سینما

شرایط تبلیغ: @Irsads

📞 تماس و تبلیغ:
@irsociology
Information
49 412
members
4.05%
0
publications
N/A
views per week
N/A
views per month
  • 0
    in this channel
  • 0
    from this channel
  • 0
    forwarded channels

:(

No one has rated this channel
Be the first!
Channel statistics
Show
Publications Last 10 publications
December 25, 2018 14:51
‏اولین تاثیر فقر، کشتنِ فکر است،
‏یعنی اگر شما به اندازه کافی برای حیاتِ خود پول نداشته باشید، برده بی‌اختیار پول خواهید شد.
‏همان شرایطی که طبقه متوسط به آن گذرانِ زندگی می‌گویند!..

‏| جُرج اوروِل |

🌏جامعه‌شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
December 25, 2018 07:26
▪️▪️نسبت اینستاگرام و زندگی روزمره▪️▪️

✅ میترا فردوسی: اینستاگرام‌بازها هر روز حدود ۹۵میلیون عکس و فیلم بارگذاری می‌کنند و اکثریت آنها کمتر از چهل سال دارند. دنیل پنی در مجله معتبر بوستون ریویو می‌نویسد که اینستاگرام شبکه اجتماعی بورژواهاست و البته آنهایی که ادایشان را درمی‌آورند. بنابراین جای تعجب نیست که مدها و سبک‌های زندگی توسط این کاربران جوان‌ پولدار و به عبارتی بهتر «ذائقه‌سازان» و «ذی‌نفوذان» ساخته می‌شوند و به مخاطبان تشنه که هر روز ساعت‌ها صرف دیدن و جذب محتوای بصری می‌کنند، می‌رسند. شاید در وهله نخست بگوییم در اینستاگرام جز به اشتراک‌گذاری لحظه‌های ناب و خاص زندگی اتفاق خاص دیگری که نمی‌افتد و نباید سخت گرفت. اما نکته دقیقاً همین جاست که لحظه‌هایی که در اینستاگرام ثبت می‌شوند لحظه‌های لزوماً واقعی یا برش‌هایی از داستان روزمره ما نیستند، و نکته قابل تأمل آن است که ما برای اینکه خوراک مناسبی برای استوری‌ها و پست‌های‌مان داشته باشیم، لحظات اینستاپسند خلق می‌کنیم. به‌عبارتی گاهی تصاویر اینستاگرامی ما، بخشی از زندگی نیست بلکه زندگی واقعی ما بخشی از زندگی مجازی ما در اینستاگرام است.

«محتوای اینستاپسند» در کنار هم نماینده یک جهان‌بینی نوظهورند که در آن فتوژنیک بودن غذا به جای خوشمزه بودن می‌نشیند، عکس خور بودن کافه به کیفیت آن و حتی این وسواس اینستاپسند بودن به انتخاب دوست‌ها و به‌طور کلی به‌ روابط اجتماعی هم کشیده شده است و همان‌طور که آلن دوباتن، فیلسوف معاصر می‌گوید، براساس منطق اینستاگرام، وقت گذرانی با دوست چاق دوران دبیرستان یک اشتباه گذشت‌ناپذیر است به جایش باید آدم‌های اینستاپسند را پیدا کنی. این موضوع ساده‌ای نیست؛ چراکه به این ترتیب، اینستاگرام آدم‌های اطراف ما را هم در حد یک ابژه اینستاگرام پسند تقلیل می‌دهد. ما دوست داریم با دوستان با کلاس و شیک مان که اتفاقاً اهل خرید و کافه نشینی‌های ما هستند بیشتر بپلکیم حتی اگر آنقدر که باید رابطه‌های عمیقی نداشته باشیم. این تنها بخشی از واقعیت اینستاگرام محبوب ماست؛ جایی که هم دوستش داریم هم به غایت از آن و فرهنگ مسلطش می‌ترسیم، جایی که می‌شناسیمش و هم زمان کاملاً با آداب و سنت‌هایش - که سلبریتی‌های اینستاگرامی خوب آنها را بلدند - بیگانه‌ایم.

اینجاست که در برابر این پدیده متناقض باید دست به دامان تحلیل‌های جامعه شناختی شد تا نادانسته‌های این جهان بینی جدید را برایمان بشکافد. در همین راستا با دکتر فردین علیخواه، جامعه شناس و تحلیلگر مسائل اجتماعی درباره معنای جهان اینستاگرامی، گفت‌و‌گویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

▫️▫️گفتگوی میترا فردوسی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی با #فردین_علیخواه
روزنامه ایران-22 آذر 97
.............................................
⬅️برای مطالعه این گفتگو می توانید به لینک زیر بروید
yon.ir/C95eN

🌏جامعه‌شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
December 24, 2018 19:41
به راستی انسان رودی ست آلوده

دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرا شد و ناپاکی نپذیرفت

هان! به شما ابرانسان را می آموزانم: اوست این دریا. در اوست که خواری بزرگتان فرو تواند نشست.

#فردریش_نیچه
#چنین_گفت_زرتشت

🌏جامعه‌شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
December 24, 2018 05:10
درباره‌ی پدیده‌ی «عشق در یک نگاه»

پدیده‌ی «عشق در یک نگاه» نمود بارزی از مکانیزم «جابه‌جایی» در روان است. در اینجا احساس‌ها از یک ابژه به ابژه‌ی دیگر منتقل می‌شوند. در واقع ما عاشق آن فرد نمی‌شویم، بلکه کیفیاتی را که در یک معشوق انتظار داریم را روی او فرافکنی می‌کنیم و بنابراین او را دوست داشتنی می‌یابیم. در واقع ما عاشق انتظارات‌مان می‌شویم نه چیزی که فرد مذکور به‌واقع هست.

عشق در یک نگاه همیشه از پیشینه‌ی زندگی ما تغذیه می‌کند. ما «عاطفه» را در پیشینه‌ی زندگی‌مان به طور خاص از والدین‌مان می‌گیریم. بنابراین مواجهه‌ی عاطفی با یک موقعیت حتماً یک ربطی به آدم‌های مهم گذشته و حال زندگی‌مان دارد. ویژگی‌هایی که این آدم‌ها داشته باشند، به طور ناخودآگاه خودشان را در دیگران متبلور می‌کنند و ما این ویژگی‌ها را به آدم‌های دیگر فرافکنی می‌دهیم.

نسبت دادن یک‌سری ویژگی‌های شخصیتی به چهره‌های خاص از این آبشخور تغذیه می‌شود. پرواضح است که قیافه چیزی از شخصیت آدم‌ها به ما نمی‌گوید ولی چون این قیافه با ابژه‌های قدیمی (و دوست‌داشتنی) ما تداعی می‌شود، برای ما خواستنی می‌شود.

جا دارد برای بار چندم این جمله‌ی درخشان زیگموند فروید را یادآوری کنم که: «ما هیچ‌کس را به طور تصادفی انتخاب نمی‌کنیم، بلکه ما فقط با آنهایی ملاقات می‌کنیم که از قبل در ناخودآگاه ما حضور داشته‌اند».

✍ #مهدی_میناخانی

🌏جامعه‌شناسی👇
t.me/iransociology
December 23, 2018 17:54
‏با ونگ ونگ به دنیا آمدن، اما در موقع مرگ حتی توانایی خر خر کردن هم نداشتن! راستی که زندگی چقدر قدرت اعتراض را ضعیف می‌کند.

‏| مالون می‌میرد | ساموئل بکت |

🌏جامعه‌شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
December 23, 2018 13:57
سهراب شهیدثالث: «می‌توان مردم را متوجه زندگی‌ای کرد که شایسته آدمیزاد نیست. یعنی بگویید: مردم! این زندگی که می‌گذرانید به قول چخوف شایسته‌ی شما نیست. بد زندگی می‌کنید، دلیلش این یا آن است. من ترجیح می‌دهم که انگیزه‌های بیماری را نشان بدهم. برای درمان، دارو و پزشک هست. کسانی ایراد می‌گیرند و می‌گویند نه! تو که بیماری را نشان می‌دهی، باید بگویی چرا آمده، بعد تجزیه و تحلیل کنی و آخر سر درمانش کنی! خوب، اگر من تا این حد کامل و قادر به انجام چنین کاری بودم، نمی‌آمدم فیلم بسازم، از طریق دیگری وارد میدان می‌شدم و این همه نبوغ را مستقیماً در جایی که لازم است بکار می‌انداختم. من می‌گویم آنچه مهم است این است که ما داریم در مرداب و لجنزار جامعه‌ی سرمایه‌داری غرق می‌شویم و این چیزی‌ست که دائماً باید بر رویش تاکید شود.»
@IRANSOCIOLOGY
December 23, 2018 07:33
بررسی رویکردهای منفی و محتاطانه به فرزنداوری (تکثیر نسل)

مقوله فرزنداوری از دیرباز فراتر از حیطه شخصی زندگی افراد و مورد توجه فیلسوفان و جامعه شناسان بوده است. در این مقال سعی داریم نگاهی تاریخی به دیدگاه های منفی یا محتاطانه در این زمینه داشته و آنها را مورد بررسی و واکاوی اجمالی قرار دهیم.

یک) نگاه بدبینانه به ادامه حیات و فرزنداوری
بدبینانه ترین دیدگاه به ادامه حیات و به تبع آن فرزنداوری، معتقد به حذف کامل و تدریجی نسل بشر از روی کره زمین با توقف فرزنداوری و یا حتی اقدام به خودکشی افراد کنونی است. به یقین می توان گفت پدرخوانده این طرز تفکر هگسیاس (هگزیاس) کورنایی فیلسوف یونان باستان بوده است. وی معتقد بود كه اگر سعادت اوج لذات باشد نمی‌توان به آن نائل شد و سعادت محال است و وظیفه حکیم گریز از شر است و نه طلب خیر. تأكید هگزیاس بر ترك امیال و خواسته‌ها سرانجام به تجویز انتحار و خودكشی رسید و هگزیاس در كتابی به نام «خوددار»، یعنی كسی كه خود را از خوراك باز می‌دارد تا از گرسنگی بمیرد، تیره روزی‌های زندگی بشری را توضیح داد. كار او به آنجا كشیده بود كه رهگذران را در گذرگاه‌ها متوقف می‌كرد و می‌كوشید تا آنان را به خودكشی وادار نماید. مورخان گفته‌اند كه وی هر ماه موجب خودكشی چندین نفر از مردم آتن می‌شد و به همین دلیل به وی لقب «مبلغ مرگ» داده بودند اما جالب آنکه خود به مرگ طبیعی و در سنین پیری از دنیا رفت!
در بین فلاسفه قرن نوزدهمی ارتور شوپنهاور فیلسوف شهیر المانی نگاهی مشابه و سراسر منفی به زندگی داشت. به باور وی از آنجا که اراده‌ای بی‌نظم و فاقد خرد در کانون هستی آدمی قرار دارد، زندگی یکسره رنج است. زیرا این اراده همواره ناخشنود باقی می‌ماند. برای شوپنهاور لذت‌های زندگی فی‌نفسه مثبت نیستند، زیرا اموری گذرا و در واقع لحظاتی هستند که ناخرسندی در آن‌ها حاکم نیست. ولی این لحظات به زودی سپری می‌شوند و جای خود را به درد و رنجی می‌دهند که بر زندگی انسان مسلط است، درد و رنجی که ما را تا دم مرگ همراهی می‌کنند
هرچند شاید این فیلسوفان بدبین مستقیما درخصوص نفی فرزنداوری سخنی بر زبان نرانده باشند اما بدیهی است کسی که زندگی را درد و رنج و شر مطلق می پندارد و دعوت به نیستی و گریز از زندگی می کند نمی تواند مدافع فرزنداوری و تکثیر نسل و ادامه حیات و اذیت و ازار انسانی دیگر از طریق تولد و دعوت او به جهان هستی باشد. جالب انکه بسیاری از چنین فیلسوفانی هیچگاه ازدواج نکردند و فرزندی نیز نداشتند.
اما در بین فلاسفه بدبین معاصر به دیوید بناتار استاد فلسفه دانشگاه کیپ تاون افریقای جنوبی می رسیم که مستقیما فرزنداوری را هدف قرار می دهد و توصیه به توقف آن می کند. فلسفه بناتار تولدستیزی (AntiNatalism) است و وی در کتابی با عنوان هرگز نبودن بهتر است (better never to have been) دلایل خود مبنی بر رنج اور بودن دنیا و لزوم دست کشیدن از فرزنداوری و نابودی نسل بشر از این طریق را توضیح می دهد.
اما دسته دیگری از متفکران معاصر نیز هستند که نه به دلایل فلسفی بلکه به دلایل زیست محیطی و حفظ اکوسیستم کره زمین موافق نابودی بشر از طریق دست کشیدن از فرزنداوری هستند تا از این طریق سایر ساکنان کره زمین (نباتات و حیوانات) از گزند طمع ورزی ها و حرص و ولع بشر برای دست اندازی به طبیعت و حیات وحش در امان بمانند و در روند طبیعی به حیات خویش ادامه دهند. سردسته این گروه آلن ویزمن مدافع سرسخت محیط زیستی است که در کتابی به نام جهان بدون ما (World without Us) چنین دیدگاهی را ارئه می دهد و معتقد به حذف تدریجی نسل بشر از طریق توقف فرزنداوری است

دو) نگاه محتاطانه و حداقلی به فرزنداوری
در بین فلاسفه می توان دیدگاه محتاطانه به فرزنداوری را به نیچه فیلسوف بزرگ و تاثیر گذار قرن نوزدهمی نسبت داد. نیچه در مفهومی به نام ابرانسان که در کتاب چنین گفت زرتشت ارائه می دهد به توصیف ویژگی های انسان آرمانی و مورد نظر خویش می پردازد که از فرومایگی و میان مایگی گذر کرده و به درجات والای انسانی رسیده. برای پرورش چنین انسان هایی قطعا باید از نگاه و رویکرد حداکثری به فرزنداوری دست کشید و برای تربیت چنین انسان هایی زمان و وقت زیادی گذاشت و وسواس بسیاری به خرج داد. در واقع از کمیت بکاهیم و به کیفیت بیفزاییم.
گروه دیگری از مدافعان محیط زیستی که با رویکرد جمعیت شناختی به موضوع می نگرند نیز معتقدند کره زمین و منابع طبیعی آن گنجایش تعداد بیشماری از انسان ها را ندارد و ما موظفیم برای حفظ اکوسیستم و جلوگیری از انقراض حیوانات و نابودی جنگلها، از رشد بی رویه جمعیت جلوگیری کنیم بر همین اساس این دسته از اندیشمندان معتقد به لزوم در پیش گرفتن تک فرزندی برای ایجاد تعادل در جمعیت انسانی هستند. سارا کانلی استاد دانشگاه در کتابی تحت عنوان یک فرزند چنین دیدگاهی را شرح و بسط داده است.

✍ #مهدی_دولتی

🆔 @IRANSOCIOLOGY
December 22, 2018 12:52
‏دردها و رنج‌هایی هستند که از شادی بسیار عمیق‌تر و دل‌نشین‌تراند.

‏| به خدای ناشناخته | جان اشتاین‌بک |

🌏جامعه‌شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
December 22, 2018 09:42
جامعه شناسی روسپیگری در ایران
✍️ یاسر عرب

✅در قسمت اول مجموعه خرد جنسی میزبان سرکار خانم لیلا ارشد، مددکار اجتماعی، و شنوای روایتِ ایشان از زندگی تن فروشان در عصر پهلوی دوم و جغرافیای قلعه ی شهر نو بودیم. در این قسمت دوباره به موضوع تن فروشی برگشته ایم. اینبار میزبانِ دکتر سعید مدنی جامعه شناسِ شهیر کشورمان هستیم. موضوع گفتگو وضعیت روسپیگری در دهه های اخیر و روایتِ شرایط ما در این حوزه پس از انقلاب است.


✅اگر همت و پشتکار والای امثال دکتر سعید مدنی نبود ما در توهم آگاهی از زیست جنسی جامعه مان روزگار می گذراندیم. چرا که اساسا نمی دانستیم؛ بیشترین مشتریان تن فروشان چه کسانی هستند؟ رابطه ی اعتیاد و تن فروشی چیست؟ تعداد زنان تن فروش بیشتر یا کمتر شده؟ میانگین فعالیت تن فروشی چند سال است؟ اساسا عوامل ازدیاد روسپیگری کدام است؟ روسپیان چه احساسی نسبت به تن فروشی دارند؟ آیا در قوانین جرمی به نام روسپیگری داریم؟ نهاد حامی تن فروشان داریم؟ آیا زنِ تن فروش حقوق شهروندی و قضایی دارد؟ راهکارهای مقابله با تن فروشی چیست؟ میانگین سنِ روسپیگری چه تغییری داشته است؟ نا برابری چگونه آمار تن فروشی را بالا می برد؟ کشوری در جهان هست که تن فروشی در آن وجود نداشته باشد؟ بین کودک آزاری و تن فروشی چه رابطه ای بر قرار است؟ و ده ها سوال دیگر که جناب دکتر سعید مدنی در این ارائه به آنها پاسخ داده است.
@kherad_jensi
لینک گفتگو با دکتر سعید مدنی:

https://www.aparat.com/v/Sw8XJ



✅ترجیح جناب مدنی این بود که در این ارائه به سالها فعالیت سیاسی اجتماعی و مشقاتی که برای بهبود وضعیتِ زیست جنسی کشورمان کشیده و همچنین سالهایی که در زندان و تبعید گذرانده اشاره ای نداشته باشد! (درس بزرگی بود برایم) اما شما مخاطب محترم، اگر شناختی بیش از این را می طلبید می توانید با این لینک شروع کنید👇

https://b2n.ir/63453
December 21, 2018 21:29
قفسه عطاری با ادویه‌های متنوع‌تر


اخیرا متنی از مصاحبه دکتر سید جواد طباطبایی با ماهنامه قلم یاران منتشر شده است که بسیار نگران کننده است. جناب طباطبایی در این مصاحبه با حمله به اساتید دانشکده علوم اجتماعی و استفاده از الفاظی نامناسب در عوض وارد شدن در بحثی علمی سعی در تخریب و بیرون راندن آنها از عرصه مناظرات فکری دارد.

استفاده از لفظ «استاد شفاهی» و تاکید بر عدم وجود منابع مکتوب از اباذری در حالی است که تمامی دانشجویان و اساتید علوم اجتماعی از نقش برجسته اباذری در تولیدات فکری، تاسیس مجلات جامعه شناختی، راه اندازی حلقه ارغنون، معرفی به روزترین منابع نظری جهان به دانشجویان علوم انسانی در ایران، ترجمه های درخشان از مهمترین آثار علوم اجتماعی و راهنمایی ده ها پایان نامه دکتری و کارشناسی ارشد و از همه مهمتر عمق دانش و بینش جامعه شناختی و فلسفی او آگاه هستند. درست است که در جامعه کمیت زده و سطحی ما تنها ملاک ارزیابی دانش و معرفت یک فرد تعداد کتاب ها و مقالات او است اما حقیقت آن است که کمال گرایی و اندیشه ناب اباذری هیچ تناسبی با بوروکراسی و ماشینیسم مسلط بر دوران حاضر ندارد.

جناب طباطبایی از بازگشت به شریعتی و آل احمد یاد می کند و آن را «کلاهی بر سر ملت» می داند. اما مگر می توان اندیشه های یک نفر را به کلی نفی کرد و تمامی بخش های آن را نادرست نامید. شریعتی و آل احمد بخش هایی جداناشدنی از تاریخ فکری این جامعه هستند و اندیشه های آنها باید به دقت و با صداقت در جای خود مورد بحث قرار گیرند. بازگشت به شریعتی و آل احمد فی نفسه موضوع خطرناکی نیست که بتواند به عنوان گذاشتن «کلاهی بر سر ملت» معرفی شود.

تاکید بر این نکته که «اباذری ها و فکوهی ها درباره آنچه راجع به مباحث مربوط به این کشور می گویند هیچ نمی دانند و از آنها جز شعار صادر نمی شود» به چه معنا است؟ آیا این اظهار نظر با شیوه انجام بحث علمی و فکری تناسب دارد و آیا به این طریق بحث در گرفته در بین آنها به پیش خواهد رفت؟ هنگامی که روشنفکران یک جامعه یکدیگر را نادان و بی سواد بدانند و به تخریب هم بپردازند چه سرمایه ای برای جامعه باقی خواهد ماند؟

جناب طباطبایی چنان از نولیبرالیسم حرف می زند و مخالفان آن را با انواع توهین ها و تهمت ها می نوازد که گویی نولیبرالیسم مورد دفاع او هیچ عیب و ایرادی ندارد و نباید آن را نقد کرد؟ خوب است ایشان به نحو علمی توضیح دهند که نولیبرالیسم چه سودی برای جهان امروز و جامعه ما داشته است؟ و چگونه می توان از آن دفاع کرد؟

حقیقت آن است که اگر جناب طباطبایی حرفی برای گفتن دارد راه ابراز و بیان آن و پاسخ دهی به انتقادات وارد شده نه جوسازی و ایراد سخنان نامربوط و نامتناسب که ورود جدی و منصفانه به بحث و پاسخ دهی به انتقادات است. طفره رفتن از بحث با این عنوان که «آزادی بیان به معنای آزادی یاوه گفتن نیست» تصویر زیبایی از جناب طباطبایی ترسیم نمی کند.
اگر ایشان مباحث مطرح شده از سوی خویش را درست می دانند چرا به جای به پیش بردن پروژه خود وقت خویش را در ناسزا گویی به این و آن صرف می کنند؟!


#رضا_تسلیمی طهرانی

🌏جامعه‌شناسی👇
🆔 @IRANSOCIOLOGY
Publications of channel
Go to full channel publications archive
Get it on Google Play